حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
10
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
ديگر از فضآئل مولانا - أدام اللّه تمكينه - آنك : قضايا و حوائج و مهمّات أهل هر شهر ، بر حسب دلخواه و ارادت ايشان ساخته ميكردانيد ، بىواسطهء وسيلى و شفيعى و دفع الوقتى ، چنانچ ايشانرا احتياج آن نبوده ، كه به هيچ وجه به باب المعمور « 1 » حاضر شوند ، و ملازمت نمايند . و همهء اوقات و ساعات پروانها « 2 » و احكام و بروات « 3 » و انعام ، در حقّ ايشان مجرى داشته . ديكر : عآمّهء أهل مملكت را ، از قضاة و علما و فقها و أوليا و أصناف و رعايا ، نظر شفقت و عنايت و تربيت فرمود ، و وظآئف و رسوم ايشان بر قرار سابق ، و زمان سالف ، بريشان مقرّر و مسلّم داشت ، و در آن هيچ تغيير و تبديل نفرمود ، و از آن هيچ ناقص نكردانيد ؛ بلكه در حقّ ايشان انواع فضل و إحسان و ارفاق فرمود ، و مجموع بدعهاى « 4 » سيّئه ، و سنن جائره ، باطل و محو كردانيد ، و سير « 5 » عادله ، و بدع حسنه ، و قواعد پسنديده ، در ميانهء مردم بنهاد و بديد كرد ، ديكر : حقّ سبحانه و تعالى او را توفيق فرمود ، تا جندين كاريز « 6 » در قبضهء « 7 » قم بديد
--> ( 1 ) . مقصود درگاه و آستانه دولتسراى وزير است ، كه معمولا مردم براى انجام كارهاى خود بدانجا روى مىآورند ، و ملازم آن مىگردند تا حاجت آنان روا شود . ( 2 ) . پروانه : حكم و فرمان سلاطين را گويند . « برهان قاطع : 1 / 392 » . ( 3 ) . بروات : جمع برات . در عرف بازرگانان به معناى نوشتهاى كه به واسطه آن دولت بر خزانه يا بر حكّام ، يا تاجرى بر تاجر ديگر حواله وجهى دهد ، و آن را ببروات جمع بندند ، و آن عربى است ، و در اصل ( براءة ) بوده است ، به معناى برىء الذمه گرديدن از دين ، و صواب در جمع آن براءات يا بروات است . نگاه كنيد به : « برهان قاطع : 1 / 246 ، در پاورقى به نقل از قزوينى در تعليقات چهار مقاله ، ص 170 » . ( 4 ) . جمع بدعت ، و بدعهاى سيئة : رفتارهاى ناپسند . ( 5 ) . جمع سيره . ( 6 ) . كاريز : آب روان باشد زير زمين كه بجايها برند « صحاح الفرس : 129 » . ( 7 ) . كذا در أصل و در بقيه نسخهها ، و شايد صحيح آن قصبه بوده باشد .